أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

694

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

صلح به سر مملكت خود رفت و آرزوى ايران را از دل خود بيرون كرد . پس از چندى پادشاه غفران‌پناه متوجّه تسخير قلعهء شيشه شد و آن بر قلّهء كوه مرتفعى واقع است ، و راه آمد و رفت آن منحصر به راه تنگ و باريكى است كه زياده از يك سوار بر آن نمىتواند رفت ، و بعد از تسخير آن چنان كه سابق به آن اشاره شد به خدعهء بعضى از نمك بحرامان به جوار رحمت يزدان پيوست ، و سلطنت به حضرت ظل اللّه خلد اللّه ملكه كه برادرزاده و وارث تخت و كلاه وى بود منتقل شد . آمدن روسيّه دفعهء ديگر به ايران و منازعهء غرّه باصرهء سلطنت « 1 » عباس ميرزا با آن جماعت پس به تقريبات چند كه مقام گنجايش بيان آنها را ندارد ، بعد از چندى جعفر قلى خان دنبلى خوئى روسياه با حالت تناه از آن دولت ابد مدّت خداداد روگردان شد ، و « 2 » چون در خود لياقت معارضه نديد به جماعت روسيه التجا آورده ايشان را مايل توجّه دار السيف ايران نمود ، چنان كه در سنهء يك هزار و دوصد و نوزده هجرى متوجّه آن حدود شدند ، و نظر به غفلت حكّام و سرداران ، حدود آذربايجان قلعه بادكوبه و دربند و شكّى و گنجه و بعضى ديگر از قلاع آن حدود را مسخّر نمودند ، هژبر دلاور و شجاع غضنفر ، نور ديدهء اهل نظر ، غرّهء باصرهء سلطنت و جهانبانى شاهزادهء بلند ارادهء عظيم الوقار عباس ميرزاى قاجار - نصره اللّه الملك القهّار - از حضور سلطانى مأمور به دفع آن

--> ( 1 ) عزيزترين قسمت چشم سلطنت ، سلطنت : در « الف » نيامده است . ( 2 ) و : در « د » نيامده است .